تبليغاتX
روی ماه خدا را ببوس

روی ماه خدا را ببوس

به نام خداوندی که شقایق را آفرید وآدمیان را جان داد

http://www.pix2pix.org/my_unzip/12335130672.jpg

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت15:36توسط بنده خدا | |



هميشه اشک اونايي که به فکرمون هستن رو در مياريم.. و هميشه واسه کسايي که به فکرمون نيستن اشک ميريزيم.. هميشه به کسايي که اصلا به يادمون نيستن فکر ميکنيم.. و هميشه کسايي که اصلا فکرشم نميکنيم به يادمونن به راستی که در تنهایی تنها نبودن چقدر جالب است

+نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت14:9توسط بنده خدا | |

من سکوتم حرف است حرفهايم حرف است خنده هايم حرف است کاش مي دانستي مي توانم همه را پيش تو تفسير کنم کاش ميدانستي کاش مي فهميدي کاش و صد کاش نميترسيدي که مبادا که دلت پيش دلم گير کند کاش مي دانستي چه غريبانه به دنبال دلم خواهي گشت در زماني که براي دردت سينه دلسوزي نيست تازه خواهي فهميد مثل من هرگز نيست

+نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت13:33توسط بنده خدا | |

به چه مي خندي !؟

به چه چيز!؟

به شكست دل من يا به پيروزي خويش !؟

به چه مي خندي...!؟

به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد!؟

يا به افسونگريه چشمانت كه مرا سوخت و خاكستر كرد...!؟

به چه مي خندي !؟

به دل ساده ي من مي خندي كه دگر تا به ابد نيز به فكر خود نيست !؟

يا به جفايت كه مرا زير غرورت له كرد !؟

به چه مي خندي !؟

به هم آغوشي من با غم ها يا به ........

خنده داراست.....

بخند!!!!

+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت15:44توسط بنده خدا | |

  •  نامم را پدرم انتخاب کرد!
  •  نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!
  • دیگر بس است!
  •  راهم را خودم انتخاب خواهم کرد....

  • (دکتر علی شریعتی)
  • +نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت18:29توسط بنده خدا | |

    +نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت18:25توسط بنده خدا | |

    آرزومند آن نباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی بکوش در کمال آنچه هستی...
    بهترین باشی

    +نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت22:33توسط بنده خدا | |

    اگر بر آب روی،خسی باشی...

    اگر بر هوای بپری،مگسی باشی...

    دل به دست آر تاکسی باشی...

    (خواجه عبدا.. انصاری)

    +نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت22:30توسط بنده خدا | |


     درد من حصار بركه نيست...

    درد من زيستن با ماهيانيست كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده!!!

    http://www.sfonditalia.it/images/Animali/a_cigni2_800.jpg

    +نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت11:48توسط بنده خدا | |

    http://4.bp.blogspot.com/_6Ds60CjOPaE/SVAuoM1ZQjI/AAAAAAAAAXg/MvS5SClskis/s400/Ya+Rab.png


    خداوندا

    مگر نه اینکه من نیز چون تو تنهایم پس مرا دریاب

    و به سوی خویش بازگردان

    دستان مهربانت را بگشا که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم.

    +نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت13:1توسط بنده خدا | |

     مهربانی را درنقاشی کودکی دیدم که خورشید را سیاه کشیده بود که پدرش زیر نورخورشید نسوزد.....

    +نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت11:32توسط بنده خدا | |

     الهی! اقرار کردم به مُفلسی و هیچکسی...

    ای یگانه که از هر چیز مقدسی...

    چه شود اگر مُفلسی را در نفس آخر به فریاد رسی...

    الهی! من کیستم که ترا خواهم،چون از قیمت خود آگاهم...

    از هرچه می پندارم کمترم...

    و از هر دمی که می شمارم بدترم...

    +نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت22:49توسط بنده خدا | |

    الهی چون در تو نگرم از جمله تاجدارانم و تاج بر سر و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم و خاک بر سر....


    +نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت14:39توسط بنده خدا | |

                خداجون....

                     دلم برات تنگه..............

    +نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت22:49توسط بنده خدا | |


           هر چند از این زمانه.....دلم تنگ است                   امروز بی بهانه دلم تنگ است

                چشمت قرار بود بجوشد باز                               باز ای شرابخانه دلم تنگ است

                  مجنون قصه های تو خود را کشت                         یعنی که عاشقانه دلم تنگ است

                   
    من، کوچه کوچه کوچه دلم تاریک...                      من، خانه خانه خانه دلم تنگ است

                
    باران ترانه های لبم را شست                             باران...لبم....ترانه...دلم تنگ است

               
    در من تمشک بوسه نمی روید                           زخمی بزن جوانه! دلم تنگ است

             
    لبخند خاطرات مرا برگرد                                  برگرد...کودکانه دلم تنگ است

               
    دیروز یک نشانه...دلم لرزید                              امروز یک نشانه.... دلم تنگ است

                 
    سر را به شانه های که بسپارم!؟                         آه! ای کدام شانه... دلم تنگ است


    +نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت22:28توسط بنده خدا | |

    kj.jpg summer dock image by xochaslynxo

    +نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت22:19توسط بنده خدا | |

    مبارک باد

    میلاد تو ای نور نهان عدالت...

    با گامهای منور و زبیایت بیا و جهان را پر از عدل نما...

     نیمه شعبان بر همه مسلمین جهان خجسته ومبارک باد

    +نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت13:53توسط بنده خدا | |

    بیا که لحظه لحظه های انتظار 

      تمام وجود خسته مرا به نیستی کشانده است......


    http://www.geocities.com/uuser256/60card5_msh.jpg

    +نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت13:41توسط بنده خدا | |

    +نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت13:31توسط بنده خدا | |

                      

    +نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت13:31توسط بنده خدا | |

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟د؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    +نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت13:21توسط بنده خدا | |

     ترجيح مي دهم در خيابان با كفش هايم راه بروم و به خدا فكر كنم نه اينكه در مسجد بنشينم و به كفش هايم فكر كنم!!!

    (دكتر علي شريعتي)

    +نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت22:35توسط بنده خدا | |

     ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم کمی با کفش های او راه بروم...

    دکتر شریعتی

    +نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت22:29توسط بنده خدا | |

    آدمک آخر دنیاست بخند

     

    آدمک مرگ همینجاست بخند

     

    دست خطی که تورا عاشق کرد

     

    شوخی کاغذی ماست بخند

     

    آدمک خر نشوی گریه کنی

     

    کل دنیا سراب است بخند

     

    آن خدایی که بزرگش خواندی

     

    به خدا مثل تو تنهاست بخند..........

    :-$

    +نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت22:6توسط بنده خدا | |

    TinyPic image

    +نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت21:41توسط بنده خدا | |

    (صدامو می شنوی..........؟؟؟؟منو می بینی.......؟؟؟؟؟!!!!!!!)

    +نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت21:33توسط بنده خدا | |

     سنگ در برکه می اندزمو می پندارم, با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد, کی به انداختن سنگ پیاپی در آب, ماه را میشود از حافظه‌ی آب گرفت.....؟!

    +نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت13:11توسط بنده خدا | |

     برای زیبا زندگی نکردن کوتهی عمر را بهانه نکن

    عمر کوتاه نیست.....

                      ما کوتاهی میکنیم

    +نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت13:10توسط بنده خدا | |

    تا کی باید سر در گریبان فروبرد و به امید نا معلومی خندید

    تو بگو ای همه بهانه زندگی ام

    ای تو تنها یاور روزهای تنهایی ام

    تو که می دانی بر سر من چه خواهد آمد

    بگو چند سال دیگر باید نقاب زشت خنده را روی صورتم تاب بیاورم

    بگو جای من در صف بلند بالای گریه کجاست

    چند روز دیگر باید ساعت ها را شمرد

    بگو چند سال دیگر باید تحمل کرد

    زیبای من بیا که دلم دیگر طاقت این همه شکستن ندارد

    آیا روزی کسی هم به گنجشک های دل من دانه خواهد داد

    روزی خواهد رسید که به روز های پیش رو بخندم

    .......

    این حرف ها هم تمام می شود

    اما تو بگو صبر تو کی تمام خواهد شد

    اگر می دانستم کی اجساد روزهای مرده ام را پس خواهی گرفت

    به احترامشان یک عمر سکوت اعلام می کردم...

    +نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت0:11توسط بنده خدا | |

    زندگي را با بيداري و با چشماني باز بگذرانيم که سالها چشم بسته خواهيم خفت...

    +نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت13:33توسط بنده خدا | |